چوب الف

چوب الف: چیزی که برای نشانه‌گذاری صفحه‌ای که خوانده شده توی کتاب می‌گذارند... و نه آن چیزی که بر سرِ ما است.

۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

پیشنهادهایی برای تعطیلات عید سال 1395

خواندن کتاب درتعطیلات عید

تعطیلات عید زمان خوبی است برای اینکه کتاب بخوانیم و هدیه بدهیم. به همین دلیل اسم چند تا از کتاب‌های خوبی که در سال 94 خوانده‌ام را در این پست می‌نویسم که با کلیک کردن روی اسم آنها می‌توانید توضیحات بیشتر را در صفحه‌ای جداگانه بخوانید.

اینترنت با مغز ما چه می‌کند

نویسنده در این کتاب به صورت علمی و به زبان ساده توضیح می‌دهد که استفاده‌ی زیاد از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی چه خطراتی دارد و چگونه باعث سطحی شدن تفکر ما می‌شود. خواندنش برای خودم بسیار مفید بود و پیشنهاد می‌کنم حتما بخوانید مخصوصا کسانی که زیاد با اینترنت و شبکه‌های اجتماعی سر و کار دارند.

دفترچه‌ی خاطرات و فراموشی

این کتاب شامل ۱۴ مقاله از محمد قائد است که به چهار بخش کلی تقسیم شده. یک: تامل در چند مفهوم و تعریف. دو: چشم‌اندازهای اجتماعی. سه: نگاه به گفتار و نوشتار و رفتار. چهار: آن سوی آستانه (در مورد احمد شاملو). از بهترین مقاله‌های فارسی بود که خواندم.

منشاء آگاهی در فروپاشی ذهن دو ساحتی

فرضیه‌ی کلی کتاب این است که انسان‌هایی که حدود ده هزار تا چهار هزار سال پیش از میلاد زندگی می‌کردند دارای آگاهی نبودند و ذهنی دوساحتی داشتند. انسان‌های اولیه مانند بیماران اسکیزوفرنیک صداهایی می‌شنیدند که به آنها امر و نهی می‌کرد و این صداها کارکرد همان آگاهی را داشت. پس از تغییراتی مانند به وجود آمدن خط و... این ذهن دوساحتی فروپاشید و آگاهی جای آن را گرفت. 

پرسش‌هایی در باب زبان

یکی از درسنامه‌های کمک آموزشی آمریکا در حوزه‌ی زبان‌شناسی است که برای دانشجویان دوره‌ی کارشناسی رشته‌های جز علوم انسانی فراهم آمده است. دو نویسنده‌ی این کتاب که به تدریس زبان‌شناسی اشتغال دازند، هرفصل کتاب را با پرسشی آغاز کرده و یافتن پاسخی به هر پرسش به پایان برده‌اند. ه نظرم کتاب خیلی خوبی بود،‌ به خصوص برای کسانی که رشته‌ تخصصی‌شان زبان شناسی نیست و می‌خواهند اطلاعات عمومی دربار‌ه‌ی آن پیدا کنند. کتاب به زبانی ساده مفاهیم مهم زبانشناسی را توضیح می‌دهد. برخی از بخش‌های کتاب مربوط به امریکا و زبان انگلیسی است اما چون بحث کلی درباره‌ی زبان است می‌توان آنها را به زبان‌های دیگر هم تعمیم داد.

راهنمای کهکشان برای اتواستاپ‌زن‌ها

اتواستاپ‌زن در این کتاب معادل کلمه‌ی "hitchhikers" است. یعنی مسافرانی که می‌خواهند رایگان سوار شوند و تا جایی از مسیر که به مسیر راننده می‌خورد با آنها همراه شوند. برای این گونه از مسافرها کتاب راهنمای ارزان سفر کردن نیز وجود دارد. اسم کتاب نیز به همین معنی است، کتاب راهنمایی برای کسانی که بین کهکشان‌ها اتواستاپ‌ می‌زنند. داستان کتاب در ژانر علمی تخیلی و طنز است و ماجرا از چند دقیقه قبل از نابود شدن کره‌ی زمین شروع می‌شود.  معجون خوبی از ژانر علمی تخیلی و طنز

جزء از کل

داستان یک خطی‌اش می‌شود ماجراهای پسری به اسم جاسپر و پدری به اسم مارتی. بهترین رمانی بود که امسال خواندم و حتی شاید نسبت به سال‌های قبل و بعد.

 دفتر خاطرات بچه لاغرمردنی 

کشف جدیدم بود. کتاب برای مخاطب کودک و نوجوان نوشته شده است اما به نظرم آدم‌های بزر‌گسال هم می‌توانند از خواندنش لذت ببرند.

عزاداران بیل

مجموع هشت داستان کوتاه که در روستایی به اسم بَیَل اتفاق می‌افتد و شخصیت ‌ها نیز تکرار می‌شوند (مجموعه داستان سریالی). فضای داستان‌ها غمگین و سیاه است و تقریبا در تمام داستان‌ها بیلی ها در حال عزاداری هستند و شاید بشود گفت که بیل نمادی از ایران است. باید اعتراف کنم که غلامحسین ساعدی را دیر کشف کردم. از معدود داستان‌های ایرانی‌ بود که امسال خواندم و از خواندنش لذت بردم.

 پاندای محجوب بامبو به دست با چشم‌های دور سیاه در اندیشه‌ی انقراض

پسری حدود سی ساله و نیمه روان‌پریش در خانه‌ای مجردی زندگی می‌کند. روایت داستان خطی نیست و در هر فصل خودش و آدم‌های اطرافش را بیشتر می‌شناسیم. زبان طنز و نگاه بیمارگونه و ویرانگر راوی را دوست داشتم.

کتاب‌فروش خیابان ادوارد براون

حالا که دارید کارهای ایرانی می‌خوانید نگاهی هم به این کتاب بیندازید :))


پ.ن: توی جستجوهایم در اینترنت این عکس را پیدا کردم. یک نفر ایده‌ی برگزاری مهمانی با موضوع کتاب‌خواندن راه انداخته بود. اطلاعات بیشتر را می‌توانید از اینجا بخوانید. 

مهمانی کتاب خواندن

پ.پ.ن: تعطیلات عید زمان خوبی است که بچه‌های فامیل دور هم جمع شوند. اگر مثل عکس بالا نمی‌توانید مهمانی‌ کتاب‌خوانی بگیرید شاید بتوانید مثل عکس پایین برای بچه‌ها کتاب بخوانید.

کتاب‌خواندن برای بچه‌ها  

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
استراگون ...

شوایک

شوایکشوایک

شوایک، مرد ساده دل و پرحرفی است که به علت احمق بودن از سربازی معاف شده اما با شروع جنگ جهانی اول تصمیم می‌گیرد برود و در جبهه بجنگد. هاشک این کتاب را ابتدا به صورت جزوه‌های جدایی منتشر می‌کرد و می‌فروخت. در بخش‌هایی از کتاب خود نویسنده نیز وارد می‌شود و توضیحاتی در مورد کتاب و برخی از اتفاق‌های واقعی جنگ می‌دهد. شوایک یکی از مهم‌ترین و معروف‌ترین کتاب‌های طنز قرن بیستم است. هاشک قبل از کامل کردن کتابش می‌میرد.

اطلاعات بیشتر را می‌توانید از اینجا بخوانید.

برخی از جملات کتاب

- هاشک در عین حال از نظر سیاسی بسیار فعال است، به جنبش آنارشیستی که در این زمان بسیار گسترش یافته بود می‌پیوندد، اما پس از ناکامی‌هایی از آن جدا می‌شود و از سرِ هزل، همراه تنی چند از دوستانش، زیرپوشش «وفاداری» به امپراتوری اتریش - هنگری که آن همه مورد تایید دستگاه تبلیغاتی امپراتوری بود، حزب عجیبی تاسیس می‌کند: «حزب پیشرفت آهسته در چارچوب قانون» و خود به عنوان کاندیدای این حزب ددر انتخابات میان دوره‌ای شرکت می‌کند. براساس برنامه، «این حزب سازمانِ آن دسته از شهروندانِ عاقل و داناست که به زیان هرگونه تندروی آگاهند و می‌دانند که پیشرفت سالم تنها اندک اندک و به کندی امکان‌پذیر است.» این چنان ژانری از طنز است که مقامات از مقابله با آن عاجز می‌مانند. (ص ۷، از مقدمه)

- آنکه می‌خندد همواره در موقعیتی برتر از آنکه بر او می‌خندند واقع است. فرودستان، تحقیرشدگان، بردگان و محکومان در تحمل وضعیت ناسازگار خود همیشه از خنده نیرو گرفته‌اند، و این به آن‌ها امید داده است که خواهند توانست سرنوشتشان را بگردانند. آنکه به مسلخ می‌برندش چه بسا هزلی گزنده بگوید، اما آنکه به رهبری برگزیده شده،‌به قول گفتنی «شوخی سرش نمی‌شود.» به همین دلیل است که طنزِ فرودستان وجود دارد، اما مثلا «طنز قهرمانی» یا «طنز شاهی»  وجود ندارد. رمان هاشک نمونه‌ی سترگی است از طنز فرودستان. (ص ۱۱، از مقدمه)

 - شرتر از همه یه آقایی بود که ادعا می‌کرد جلد شونزدهم لغت‌نامه‌ست و از همه می‌خواس وازش کنن و معنی کلمه‌ی چیتگر رو پیدا کنن و الا کارشون زاره. فقط وقتی آروم گرفت که کردنش تو روپوش. خیال کرد دارن جلدش می‌کنن و خیلی ذوق می‌کرد. (ص ۶۶-۶۷)

- شوایک با نیش باز گفت: «اومدم، ولم کردن. بی‌زحمت یه آبجو بدین. کو آقای پالیوتس، اونم اومده؟»

زن پالیوتس به جای جواب به گریه افتاد و هق‌هق کنان گفت: «ده سال... براش بریدن... یه هفته‌... پیش»

شوایک گفت: «خب، پس هفت روزش رو کشیده.» (ص ۸۴)

- کسانی سعی می‌کردند با التماس، یا تهدید به اینکه تقاضا خواهند کرد سرباز بهداری شوند تا شاید زمانی گذر پوست سرباز فعلی دباغ‌خانه‌ی آنها بیفتد، مجری حکم را سرِ رحم بیاورند. شوایک نه؛ رفتار او دلیرانه بود. به شاگرد جلادی که تنقیه‌اش می‌کرد گفت: «دلت نسوزه، یاد قَسمِت باش. حسابی اماله کن، حتی اگه پدر یا برادرت باشه. فکر این باش که سرنوشت اتریش به همین اماله‌ها بنده، فکر این باش که پیروزی مال ماس.» (ص ۱۱۰)

- «خب تنه لشا، دیگه می‌تونین برین، تمومه. حواسم بود، حضور قلبی رو که تو کلیسا جلو محراب لازمه از خودتون نشون ندادین. همه‌تونو از دم باید آویزون کنن. روتون اونقدر سفته که در برابر خدای آسمونام هره کره می‌کنین، خره می‌کشین و حتی با پاتون ضرب می‌گیرین، اونم جلوِ من، منی که اینجا نمیانده‌ی مریم باکره، آقامون مسیح و خداوند متعالم. ملعونا! اگه یه بار دیگه از این کارا بکنین بلایی به سرتون می‌آرم که مادراتون رو یاد کنین و ببینین که جهنم فقط اونی نیست که دفه‌ی پیش سرِ موعظه براتون گفتم، بلکه یه جهنم دیگه‌م هست که اینجا رو زمینه، و اگه از اولی قسر در برین، از دومی تا من هستم خلاص نمی‌شین. اَبترِتن» (ص ۱۳۴)

- در پروس قربانی بیچاره را کشیش به زیر ساطور جلاد هدایت می‌کرد. در اتریش به پای چوبه‌ی دار، در فرانسه به زیر گیوتین، در امریکا به سوی صندلی الکتریکی و در اسپانیا به روی نیمکتی که دستگاه چابک‌دستِ سوار بر آن قربانی را خفه می‌کرد. در روسیه مطران ریش‌داری انقلابی محکوم را به قتل‌گاه می‌برد و الی آخر.

در گیرودار کار همواره صلیب و مصلوب را که در دست داشتند به قربانی نشان می‌دادند، انگار بخواهند بگویند:«تو را فقط به دار می‌آویزند، سرت را می‌برند، خفه‌ات می‌کنند، پانزده‌هزار ولت را توی تنت رها می‌کنند، اما او چه زجرها که نکشید..» (ص ۱۷۱-۱۷۲)

- کشیش گفت: «من خدا رو دوست دارم» و به سکسکه افتاد: «من ایشونو خیلی دوست دارم. یه کم شراب بریزین. من به خدا احترام می‌ذارم. خیلی احترام می‌ذارم و واسه‌شون ازرش قائلم. هیشکی رو به اندازه‌ی ایشون دوست ندارم.» با مشتش چنان به میز کوبید که شیشه‌ها به لرزه افتادند: «خدا شخصیت اصیلیه، چیز والاییه، اون توی همه‌ی کاراش شرافتمندانه عمل می‌کنه. یه وجود نورانیه. اینو هیشکی نمی‌تونه از سرم بندازه و به یوسفم احترام می‌ذارم، به تمام قدیسین احترام می‌ذارم، فقط به اسرافیل نمی‌ذارم، چون خیلی اسم بی‌‌خودی داره.» (ص ۱۸۹)

- این روزا دیگه اون رفاقت واقعی بین ماها وجود نداره. یه وقت بود یادم میاد تو باشگاه هر کدوم از افسرا سعی می‌کردن سهمی توی تفریحات به عهده بگیرن. مثلا خوب یادمه، یه ستوان بود به اسم دانکل که یه روز لخت و پتی خوابید کف اتاق، یه دمِ سگ کرد لای کپلش و ادای پریای دریایی رو در آورد. یه ستوان دیگه بود به اسم شلایزنر که خیلی قشنگ می‌تونست گوشاشو سیخ کنه، شیهه بکشه، میومیو کنه، یا مثل زنبور وزوز کنه. (ص ۳۸۲)

هاشکمشخصات کتاب

عنوان: شوایک

نویسنده: یاروسلاو هاشک

تصویر ساز: یوزف لادا

ترجمه: کمال ظاهری

نشر: راه مانا و نشر چشمه


پ.ن: متاسفانه نتوانستم تمامش کنم و از اواسط کتاب ولش کردم. با اینکه خواندنش را برای خودم واجب کرده بودم و داستان‌هایش هم طنز بود و اتفاقا طنز خوبی هم داشت اما از یک جایی به بعد ماجراهایش برایم تکراری می‌شد. به نظرم قسمتی از طنز کتاب هم به دلیل ترجمه و آشنا نبودن به جزییات فرهنگ چکِ صد سال پیش از بین رفته بود. با این حال نگاهِ ضد جنگ هاشک و دست‌انداختن قدرت‌های نظامی و مذهبی‌ را دوست داشتم.

پ.پ.ن: قسمت اول شوایک را «ایرج پزشکزاد» نیز ترجمه کرده. حتی برخی اعتقاد دارند که شخصیت «مش قاسم» در «دایی جان ناپلئون» از روی شخصیت «شوایک» گرفته شده است. برتولت برشت نیز با اقتباس از این کتاب نمایشنامه‌ای دارد به نام «شوایک در جنگ جهانی دوم» 

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
استراگون ...

دفتر خاطرات بچه لاغرمردنی (جلد ۱)

دفترچه خاطرات بچه لاغرودفترچه خاطرات بچه لاغرو

«گِرِگ» شخصیت اصلی داستان پسر نوجوان و لاغری است که تصمیم می‌گیرد به پیشنهاد مادرش خاطراتش را بنویسد. کتاب ترکیبی است از تصویر و متن. جف کنی ابتدا مجموعه‌ی »بچه لاغرمردنی» را به صورت پاورقی برای روزنامه نیویورک‌تایمز منتشر کرد و بعد از اینکه با استقبال خوبی مواجه شد به صورت مجزا به صورت کتاب منتشر کرد. از این مجموعه تا کنون 8 عنوان منتشر شده که «دفترچه خاطرات بچه‌لاغر مردنی» جلد اول آن است.

اطلاعات بیشتر را می‌توانید از اینجا بخوانید.

برخی از جملات کتاب

- تنها دلیلی که قبول کردم در این دفتر بنوسیم این بود که بعدها وقتی مشهور و ثروتمند شدم کارهایی مهم‌تر از جواب دادن به سوالات احمقانه‌ی مردم را دارم؛ پس چنین کتابی در آن روز به دردم می‌خورد. (ص ۶)

- متوجه شدم که ریکی فیشر در گروه من است که می‌تواند دردسر بزرگی باشد. شهرت ریکی به خاطر این است که آدامس ته نیمکت را برمی‌دارد و اگر ۵۰ سنت به او بدهی،‌ آدامس را توی دهانش می‌گذارد و می‌جود؛ بنابراین به نمره‌ی نهایی امید زیادی ندارم. (ص ۱۴۷)

جف کینیمشخصات کتاب

عنوان: دفتر خاطرات بچه لاغرمردنی (جلد ۱)

نویسنده: جف کینی

ترجمه: نسرین مهاجرانی

نشر: پیدایش

۲۲۰ صفحه

چاپ چهارم ۱۳۹۴

قیمت: ۱۰۰۰۰ تومان


پ.ن:  به نظرم از آن دست کتاب‌هایی است که رده‌ی سنی ندارد. تجربه‌اش حسی شبیه خواندن نیکولاکوچولوی سامپه و گوسینی را داشت با همان تصاویر جذاب و طنز شیرین دوران کودکی و نوجوانی.
برخلاف تصاویر کتاب نیکولا کوچولو که به نظر می‌رسد تصاویر حالت تزیینی برای متن دارند در این کتاب تصاویر کامل کننده‌ی متن هستند و بدون آنها داستان ناقص می‌شود. جزییات طنز روایت‌ها و انسجام داستانی‌ کتاب را دوست داشتم. بیشتر را توی مترو خواندم و گاهی بلند بلند می‌خندیدم :)
پ.پ.ن: این کتاب را چند نفر دیگر هم با نام ‌های مختلف ترجمه کرده‌اند اما در یک مقایسه‌ی سرسری به نظرم این ترجمه‌اش (نسرین مهاجرانی- نشر پیدایش) بهتر از بقیه بود، قطع و رنگِ صفحات و جلد و فونتش را هم بیشتر از بقیه‌ی ترجمه‌ها دوست داشتم.

پ.پ.پ.ن: این هم یکی از تصویرسازی‌های درون کتاب

دفترچه خاطرات بچه لاغرو

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
استراگون ...