
نئوگلستان
اولین کتاب از مجموعهی طنز «جهان تازه دم» است. حکایتهای این کتاب
نقیضهای است از حکایتهای گلستان سعدی که با زبان قدیمی نوشته شده ولی
موضوع داستانها و شوخیها امروزی هستند.
اطلاعات بیشتر در مورد کتاب را میتوانید از اینجا بخوانید.
اطلاعات بیشتر در مورد مجموعهی «جهان تازه دم» را میتوانید از اینجا بخوانید.
برخی از جملات کتاب
-
پادشاهی شنیدم دست بر هم بکوفت و به همین دلیل محکمه پسند، کشتن اسیری را
اشارت کرد. بیچاره در آن حال نومیدی زیر چشمی نظر بر چپوراست افکند. چون
در چهرهی خاصان شاه اثری از شفاعت و مردانگی نیافت دهان بگشود و دشنام
فرادادن گرفت. از جدّهی شاه حدیث وصلت آغاز نمود و تا جمله اهل حرم را به
زینت صیغه نیاراست، آرام نگرفت. که گفتهاند هر که دست از جان بشوید، دهان
بگشاید و ناگفتهها بگوید.
بینـوا بایـد که انـدر زیــر دار شُل کنـد لذت بـَرَد از روزگـار
ملک
پرسید چه میگوید. یکی از وزرای بدذات گفت: «ای سلطان، تو را دشنامهای
ریشهای بداد و سقَطهای چندان بگفت و شرحی مجمل از تمام روابط نامشروعش با
نوامیست ضمیمه ساخت.» (ص11)
-
آوردهاند که پیری دختری داشت... دختر که چه عرض کنم یک چیزی در خانه داشت
که به لحاظ کسورات نباتی پسر نبود، لکن مردی بود برای خود. در اقصای عالم
قومی نبود که در معیارش این، زیبا خوانده شود که فیالجمله صورتش آینه شکن
بودی و صولتش مردی افکن. به سن نکاح رسیده بود و با وجود جهاز و نعمت
بسیار، کسی در مناکحت او رغبت نمینمود. جملهی جوانان حاضر بودند به مصاف
کفار بشتابند و با او به حجله نروند که حجلهاش حجله نبود که، لامصّب تونل
وحشت بود.
خطیب ار حوریان اینگونه خواندی شگفتـا گر مسلمـانی بماندی
(ص 89)
مشخصات کتاب
عنوان: نئوگلستان
نویسنده: پدرام ابراهیمی
ویراستار: مهران موسوی
نشر: چرخ، چشمه
چاپ اول 1393
118 صفحه
قیمت: 7500
پ.ن:
از لحاظ نقیضهنویسی کتاب خوبی است. بعضی شوخیها مبتنی بر اتفاقات روز و
یا محدود به قشر خاصی میشوند که ممکن است همهی مخاطبان متوجه نشوند.
استفاده از زبانِ قدیمی و سخت سعدی گاهی خواندن کتاب را مشکل میکند و گاهی
هم نویسنده با استفاده از همین پیچیدگی زبانی شوخیهای خوبی از کار در
میآورد.